میخوام با نگام بگم چقدر دوست دارم اما زبونم حسودی میکنه و زودتر میگه دوست دارم.
ღஜღღஜღღஜღღஜღღஜღ
همیشه نگاهی راباور کن که وقتی از اون دور شدی در انتظار باشه .
ღஜღღஜღღஜღღஜღღஜღ
اگه با تو بودن اشتباهه ، اگه تورو خواستن اشتباهه ، اگه عاشق تو بودن استباهه ،اکه برای تو مردن اشتباهه ، پس تو قشنگترین اشتباه زندگیمی.
عشق از دوستی پرسید فرق من و تو چیه ؟ دوستی جواب داد : من آدما رو با سلام آشنا میکنم تو نگاه ،من اونا رو با دروغ جدا میکنم تو با مرگ!
نخی که داخله شمعه از شمع پرسید چرا وقتی من میسوزم تو آب میشی ؟ شمع گفت وقتی میبینی یکی که تو قلبت داره میسوزه مگه میشه گریه نکنی.
بنشین مرو چه غم که شب از نیمه رفته است؟
بگذار تا سپیده بخندد به روی ما
بنشین ببین که دختر خورشید صبحگاه
حسرت خورد ز روشنی آرزوی ما!
بنشین مرو ، هنوز به کامت ندیده ام،
بنشین مرو ، هنوز کلامی نگفته ایم،
بنشین مرو ، چه غم که شب از نیمه رفته است؟
بنشین ، که با خیال تو ، شب ها نخفته ایم!
بنشین مرو ، که در دل شب در پناه ماه
خوش تر ز حرف عشق و سکوت و نگاه نیست.
بنشین و جاودانه به های های من گوش کن
که یک دم کنار دوست نشستن گناه نیست.
بنشین مرو ، صفای تمنای من ببین!
امشب چراغ عشق در این خانه روشن است،
جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز،
بنشین مرو ، مرو که نه هنگام رفتن است!
ارزویم این است
نرود اشک ذر چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
و به اندازه هر روز تو عاشق باشی
عاشق انکه تو را می خواهد
و به لبخند تو از خویش رها می گردد
و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد
دلم تنگ است
کاش می شد که نرفت
کاش می شد که بمانیم
و بسازیم خانه ای با گل دل
کشور عشق کجاست
صحبت از رفتن و بیداری نیست
پای رفتن تنگ است
جای ماندن اینجاست
فکر فردا باشیم
حاصل ما این است
کاش می شد که نرفت و زمان را بوسید
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی،
تک و تنها به تو می اندیشم،
همه وقت همه جا
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم،
تو بدان این را تنها تو بدان!
تو بیا
تو بمان با من تنها تو بمان!
جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب
من فدای تو به جای همه گلها تو بخند.
تو بخواه
پاسخ چلچله ها را، تو بگو!
قصه ی ابر و هوا را، تو بخوان!
تو بمان با من تنها تو بمان
مرا می خواستی تا شاعری را
ببینی روز و شب دیوانه ی خویش
مرا می خواستی تا در همه شهر
ز هر کس بشنوی افسانه ی خویش
مرا می خواستی تا از دل من
بر انگیزی نوای بی نوایی
به صد افسون دهی هر دم فریبم
به دل سختی کنی بر من خدایی
مرا می خواستی تا در غزل ها
تو را زیباتر از مهتاب گویم
تنت را در میان چشمه ی نور
شبانگاهان مهتابی بشویم
مرا می خواستی تا نزد مردم
تو را الهام بخش خویش خوانم
به بال نغمه های آسمانی
به بام آسمان هایت نشانم
مرا می خواستی تا از سر ناز
ببینی پیش پایت زاریم را
بخوانی هر زمان در دفتر من
غم شب تا سحر بیداریم را
تو را می خواستم تا در جوانی
نمیرم از غم بی همزبانی
غم بی هم زبانی سوخت جانم
چه می خواهم دگر زین زندگانی؟
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم ، همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم ، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد ، باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد ، يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم ، ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت ، من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام ، بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب ، شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ ، همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن ، لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب آيينه عشق گذران است ، تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا كه دلت با دگران است ، تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم ، سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد ، چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدي من نه رميدم نه گسستم ، بازگفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم ، حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم ، اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت ، اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد ، يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم ، نگسستم نرميدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم ، نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ، بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خداحافظی میکنم و دست از سرت بر میدارم
شدن کلاوم اخرت نه دیگه دوست ندارم
شدن کلاوم اخرت که بودنت حالا غمه
ببین شکستم این همه این همه هم واسط کمه
نمیشه از تو بگذرم
نه میشه با تو بمونم
تو دیگه کوتاه نمیایی
تقصیرم و نمودنم
بی تو تنهام تو این غربت
تو این ظلمت اگه بمونم
حتی وقتی بغضی خسته
تو گلومه واسط می خونم
بی تو تنهام تو این غربت
تو این ظلمت اگه بمونم
حتی وقتی بغضی خسته
تو گلومه واسط می خونم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
حالا كه كار تو شده
پر از نيرنگ و ريا
حالا كه دل توشده
فرسنگها دور از خدا
به من نگو دوستت دارم
كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم
كه باورم نميشه
به من نگو دوستت دارم كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نميشه
تو با اين چرب زبوني
هی به من دروغ ميگي
ميخواهي گولم بزني
هی به من دروغ ميگي
به من نگو دوستت دارم
كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم
كه باورم نميشه
حالا كه كار تو شده
پر از نيرنگ و ريا
حالا كه دل توشده
فرسنگها دور از خدا
به من نگو دوستت دارم
كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم
كه باورم نميشه
به من نگو دوستت دارم كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نميشه
تو با دل شكسته ام
انقده جفا نكن
تو اگه دوستم نداري
اينجوري بد تا نكن
به من نگو دوست دارم
كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم
كه باورم نميشه
..:::هر وقت دل تنگت میشم میام پشت در قلبت در میزنم پس هر وقت قلبت میزنه
بدون دلم برات تنگ شده.:::..
قلبم را چهل تکه و هر تکه را همراه با یک شاخه گل رز تقدیم به مهربانیت میکنم.
